برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 21:20
رستورانی در منطقه فرحزاد تهران پاتوق زنان خیابانی و بدکاره شده بود و بچه پولدارها با ماشین های آخرین مدل با مراجعه به این رستوران و گشتی در محوطه آن روسپی های چند میلیونی را انتخاب می کردند و با خود می بردند.

گویا پرونده همچنان باز است و به همین دلیل نمی توان اطلاعات دقیقی از تخلفات این فوتبالیست ها که نام شان در پرونده پاتوق زنان بدکاره قیمت بالا! آمده است، ارائه کرد. منتظر اطلاعات تکمیلی باشید. برابر با شنیده های ما، اگر جرم این بازیکنان اثبات شود، شانس ادامه حضورشان در فوتبال را از دست می دهند. /راد نیوز
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 21:20
کلاهبردار تلفنی که خود را از مسئولان رده بالا معرفی کرده بود با نقشه فریبکارانهای یک پزشک جراح را به دام انداخت و او را سرکیسه کرد. پزشک فریب خورده نیز روز بعد برای شکایت راهی دادسرای الهیه شد.
وی گفت: چندی پیش مردی که خود را از مسئولان عالی رتبه معرفی میکرد با مطبم تماس گرفت و گفت میخواهد کارکنانش را برای جراحیهای تخصصی، ویزیت و آزمایشهای تخصصی نزد من بفرستد. وقتی این موضوع را از منشی شنیدم استقبال کردم و گفتم برای آنها وقتی را تعیین کند. اما آن مرد اصرار داشت که با خود من صحبت کند. به همین خاطر از منشیام خواستم شماره تلفن همراهم را در اختیارش قرار دهد تا در این زمینه راهنماییشان کنم.
روز بعد او با تلفن همراهم تماس گرفت تا هماهنگیهای لازم را انجام دهد.درحالی که با چرب زبانی اعتمادم را حسابی جلب کرده بود ازمن خواست برای تنظیم قرارداد شماره حسابم را برایش بفرستم تا مبلغی به عنوان پیش پرداخت به حسابم انتقال دهد. پس از ارسال شماره حساب نیز با من تماس گرفت و گفت سیستم بانکی مشکل پیدا کرده است. بنابراین ازمن خواست خودم پای دستگاه عابربانک بروم تا پول به حسابم واریز شود. من هم بقدری سرم شلوغ بود که به این موضوع فکر نکردم برای واریز پول به حسابم لازم نیست پای دستگاه خودپرداز بروم. اما درحالی که انگار مسخ شده بودم تمام حرفهایش را موبه مو اجرا کردم. بنابراین پس از پایان روز کاری خستهکننده خودم را به نخستین دستگاه خود پرداز نزدیک مطبم رساندم. سپس با مرد ناشناس تماس گرفتم و او با عذرخواهی و ادای احترام گفت میخواهد پول را به حسابم واریز کند تا مطمئن شود که مشکلی پیش نمیآید.
وقتی پای دستگاه خودپرداز رفتم مرد غریبه تلفنی گفت سیستم دستگاه را به زبان انگلیسی تغییر بدهم بعد هم تمام آنچه گفت را انجام دادم. در پایان کارهم مدعی شد دقایقی دیگر پول به حسابم واریز میشود. اما وقتی موجودی حسابم را گرفتم متوجه خالی شدن حساب بانکیام و انتقال 70 میلیون تومان به حساب دیگری شدم.درحالی که شوکه شده بودم و نمیتوانستم باور کنم در دام یک کلاهبردارحرفهای افتادهام همان لحظه با شماره تلفنش تماس گرفتم ولی تلفن خاموش بود.و...
با شکایت این پزشک، دادیار محمودی دستور داد مأموران اداره مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی برای دستگیری مرد کلاهبردار وارد عمل شوند. کارآگاهان در بررسی حسابهای بانکی مرد تبهکار دریافتند وی با جعل مدارک و شناسنامههای سرقتی چندین حساب دارد. اکنون نیز کارآگاهان در تلاش برای شناسایی و دستگیری مرد ناشناس هستند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 21:20
تبلیغات گسترده فیلم های ایرانی در شبکه های ماهواره ای فارسی زبان کمی پیش از آغاز سال 95 اوج گرفت.

البته در این بین برخی کارشناسان و حتی چهره های سینمایی مثل علیرضا داوودنژاد، غلامرضا موسوی، مهدی فخیمزاده، رضا کیانیان و اخیرا رضا میرکریمی معتقد بودند که این اتفاق نه تنها به ضرر کشور نیست بلکه با توجه به اینکه تمام این فیلم ها با مجوز وزارت ارشاد جمهوری اسلامی پخش می شوند به نوعی می تواند تبلیغ محصول ایرانی در یک شبکه ماهواره ای باشد و این نشان دهنده قدرت سینمای ایران است.
در هر حال در پی این اتفاقات شبکه تلویزیونی GEM که بیشترین حجم تبلیغات فیلم های ایرانی را در شبکه خود داشت تصمیم گرفت تا اطلاع ثانوی پخش این تیزرها را متوقف کند و این تصمیم تا امشب ادامه داشت. از ساعاتی پیش شبکه جم به شکل گسترده و ناگهانی تبلیغات فیلم های سینمای ایران را آغاز کرد و تا این لحظه تیزر فیلم های «دختر»، «دراکولا»، «بارکد»، «زاپاس» و «آبنبات چوبی» بی وقفه و پی در پی هم روی آنتن این شبکه می رود و تنها از فیلم های «ایستاده در غبار» و «عادت نمی کنیم» تبلیغی پخش نشده است.
حالا باید دید با توجه به این که پخش این تبلیغات و برخورد قاطعانه دادستانی و قوه قضائیه با این موضوع مهم ترین حاشیه سینمای در چهار ماه اخیر بوده این اقدام شبکه GEM با چه واکنشی از سوی سینماگران و نهادهای قضایی مواجه خواهد شد.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 17:43
حضورشان در ترافیک و شلوغی غروب تا ساعت 10 -11 شب آنچنان مشهود نیست. اگر ساعت 12 شب به بعد گذرتان به اتوبان چمران، شمال به جنوب نزدیک پل مدیریت بیفتد یا نزدیک برجهای معروف و گرانقیمت آتیساز حتماً آنها را خواهید دید.
پیش از اینکه فراموش کنم باید توضیحی درباره پاتوقها بدهم. پاتوقها برای معتادان کارتنخواب و بیخانمان حکم سرپناهی دارند که هم جای خوابشان است و هم جای مصرف. برای کسانی که دنبال تهیه مواد و مصرف هستند، پاتوق بهترین مکان است به شرطی که پلیس سراغشان نیاید و پاپیچشان نشود. بر اساس آمار، در هر شبانه روز نزدیک به هزار مصرفکننده به این پاتوقها تردد دارند و در صورت جمع شدن پاتوق، محل دیگری برای این کار از سوی پاتوقداران ایجاد میشود.
قوانین خاص پاتوق معتادان
برگردیم به اصل ماجرا؛ چند شب پیش به طور اتفاقی از کنار یکی از همین پاتوقها رد شدم و با دیدن صحنه عجیبی مجبور به توقف شدم. چند جوان که فردایش فهمیدم نوچههای پاتوقدار هستند، به سوی یکدیگر شلیک میکردند. یکی دو تاییشان پشت درخت سنگر گرفته بودند و چند نفری که در حال فرار بودند مدام به عقب برمیگشتند و تیراندازی میکردند. لحظهای به سرم زد که از ماشین پیاده شوم و دنبالشان راه بیفتم و اینکه بالاخره چه اتفاقی میافتد اما عقل حکم میکرد بنشینم توی خودرو و از همانجا تماشا کنم.
از شانس من فیلم اکشن 2 دقیقه بیشتر طول نکشید و صدای تیراندازی قطع شد. حالا فقط صدای ماشین بود که ساعت 3 نیمه شب شنیده میشد. هنوز در شوک این صحنه بودم که در بزرگراه حکیم و در چند قدمی دوربرگردان مدرس به صحنه دیگری برخوردم؛ 5 موتور در حاشیه بزرگراه پارک کرده بودند و آدم بود که از لای شمشادها بیرون میپریدند و به سمتشان میرفتند. نمیدانم چه خبر بود. آخر این موقع شب این آدمها کی هستند و چه میکنند؟ اصلاً امشب چه خبر است؟
روز بعد به پاتوق استخر در کنار پل مدیریت رفتم. همانجایی که شب گذشته تیراندازی شده بود. تا چشم کار میکرد آدمهای جورواجور از دور و اطراف به طرف پاتوق میرفتند. از زن جوان گرفته تا مردهای 30 - 40 سالهای که صورتشان پیر پیر شده بود. حدود 100 نفر یا کمی بیشتر. 2 مرد جوان که از دور سالم و قوی به نظر میرسند در حال نگهبانی بودند. از معتادی که با فاصله زیادی از پاتوق، کنار درخت نشسته بود و بساطش را همانجا راه انداخته بود و دود را به اعماق جانش فرو میبرد از پاتوق میپرسم. اول جواب نمیداد. بعد از چند دقیقهای که حسابی دود گرفت، زبانش باز میشود: «مأموری یا خبرنگار؟»
- کدومشون بهتره؟
- هیچکدوم.
میگویم خبرنگارم و برای دیدن پاتوق آمدهام. میخواهم بدانم اینجا چه میکنند و چه کسی رئیس پاتوق است؟ سرانگشتان سیاه و تاولزدهاش را جوری تکان میدهد که بفهماند نشر اطلاعات خرج دارد. بعد از گرفتن مبلغ مورد نظر شروع میکند: «ببین داداش این پاتوق «رضا درازه» الانم خودش زندانه و نوچههاش اینجا رو اداره میکنن. به منم گفتن که حق ندارم پاتوق بیام به خاطر اینکه ازشون مواد نخریدم دیگه راهم نمیدن. هرکس میاد پاتوق، باید از پاتوقدار و آدمهاش مواد بخره وگرنه از پاتوق میندازنش بیرون.»
قسطی حرف میزند و باید مدام سؤال پرسید که چند کلمهای جواب پس بدهد.
- چه جور آدمهایی اینجا میان؟
- همهجور آدم. از من بیخانمون گرفته تا دانشجو و مغازهدار و آرایشگر و...
- چرا اینجا؟
- چرا نیان! بهتر از اینجا کجا میتونن برن؟ مواد که هست، مکان هم رایگان. میان میخرن و میکشن و میرن. هیچکس از دوست و آشنا و فامیلشون هم نمیفهمه. اینجا برای آدمهایی مثل ما که خونه و زندگی و کار ندارن، بهترین جا برای زندگیه اگر این آدمهای پاتوقدار بذارن.
- پاتوقدارها چهکار با شماها دارن؟
- اینجا صفر تا صد فروش و هر چیزی که به مواد ربط داره دست اونهاست. اگر کسی بیرون نشئه کنه و بیاد پاتوق و آدمهای پاتوقدار بفهمن که از جای دیگهای مواد خریده با چک و لگد میندازنش بیرون.
- این آدمها چطوری پاتوقدار شدن؟
- با زور. پرکمر هر کدومشون یه اسلحه هست. به زور میان و جایی که پاتوق مصرفکنندههاست رو میگیرن و براش قانون میذارن. هر کسی هم که اعتراضی داشته باشه اونقدر میزنن تا سگکش بشه. بعضی وقتها که با خودشون درگیر میشن تیراندازی میکنن. آدمهای خطرناکی هستن. یک وقت نری سمت پاتوق! اگر شک کنن که خطری براشونداری سمتت تیراندازی میکنن. از هیچ چیز نمیترسن.
- بهنظرت چقدر درآمد دارن؟
- ببین داداش اولش یک چیز بهت بگم. هر وقت بیای اینجا نوچههای پاتوقدار هستن. خودش هم غروب به بعد میاد. البته رضا که زندانه فعلاً برای خودش جانشین گذاشته. صبح و غروب اینجا خیلی شلوغه. هر کس به توان مالیش مواد میکشه. من دوا میزنم. اونی که وضعش بهتره شیشه، یکی تریاک و... حداقل روزی 700 - 600 نفر اینجا میان. اگر میانگین هر نفر 10 هزار تومان مواد بکشه، میشه روزی 7 میلیون. تازه من کم گفتم؛ یکی از بچهها میگفت که رضا قبل از اینکه زندان بیفته روزی 13 - 12 میلیون درآمد داشت. بعضی آدمها روزی 3 - 2 بار میان برای مصرف.
حالا میفهمم که تیراندازی و درگیری پاتوقدارها و نوچههایشان بیدلیل نیست؛ حرف از درآمد ماهی 300 - 200 میلیون پول است که دستکم نصف به نصف سود است.
کوچ پاتوقها از جنوب شهر به شمال شهر
برای سردرآوردن از فعالیت پاتوقداران به سراغ یکی از افسران ارشد پلیس تهران در زمینه مبارزه با مواد مخدر میروم که بنابه دلایلی نمیخواهد نامی از وی در این گزارش برده شود: «پس از اجرای چند طرح در محلههای شوش و هرندی و سایر مناطق آلوده به مصرفکنندگان مواد مخدر، معتادان به سایر مناطق تهران کوچ کردند. با شناسایی این مناطق و جمعآوری آنها پس از مدتی که توجه به پاتوقها کمتر میشود مصرفکنندگان و پاتوقداران دوباره به آن پاتوق برمیگردند.
گاهی پاتوقها با قیمتهای بسیار بالایی فروخته میشوند. هر پاتوق بهطور اختصاصی مواد میفروشد. در یک پاتوق فقط شیشه و حشیش میفروشند، در یک پاتوق دیگر هروئین و تریاک. این مسأله بستگی به دور و نزدیک بودن پاتوقها به یکدیگر دارد.»
وی با تأیید اینکه گاهی پاتوقدارها یا نوچههایشان برای از دور خارج کردن حریف از صحنه عرضه مواد، دست به اسلحه میبرند، میافزاید: «معمولاً گردانندگان پاتوق از افرادی که به چوبدار معروف هستند، برای نگهبانی در اطراف پاتوق استفاده میکنند، این افراد معتادند و برای دریافت مواد مخدر روزانه ۶ تا ۱۰ ساعت کشیک میدهند و به محض مشاهده مأموران با تلفن همراه یا سوت کشیدن آنها را خبردار میکنند. وقتی فروش مواد مخدر برای سوداگران مرگ که روزانه به هزاران مصرفکننده مواد میرسانند، سود نجومی داشته باشد، تلاش برای گرفتن پاتوق دیگران گاهی به قتل و خونریزی میانجامد.
البته ما بیشتر این افراد را زیر نظر داریم و روزانه نزدیک به 180 خردهفروش و ساقی را دستگیر میکنیم. متأسفانه تهران بین 10 تا 15 هزار معتاد کارتنخواب دارد که براحتی منطقه رفت و آمدشان را تغییر میدهند و هنوز طرح درستی برای ساماندهی و ترک آنها در نظر گرفته نشدهاست. باید بگویم اگر طرحی برای پیشگیری از افزایش معتادان بهاجرا گذاشته شود و از طرفی دستگیری قاچاقچیان و پاتوقداران ادامه داشته باشد، میتوانم بگویم تا چند سال آینده تعداد پاتوقها و مصرفکنندهها به طرز محسوسی کاهش پیدا میکند. البته باید به ضعف و خلأهای قانون هم اشاره کنم که گاهی راه فرار را برای ساقیها باز میگذارد.»
روزنامه ایران، پاتوق عبدی و پاشا و استخر و حسین لره و محمدشاه هنوز هم فعالند. آدمهایی که آنجا میروند هر روز نزارتر و چند قدمی به مرگ نزدیکتر میشوند و چوبداران و پاتوقدارها هر روز فربهتر و پولدارتر. خدا کند روزی بشود که بادآورده را باد ببرد.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 17:43
هر وقت بخواهند از اهميت چيزي و درمقابل ،بي اهميت بودن چيز ديگري حرف بزنند ، مي گويند : فکر نان کن که خربزه آب است .
يک روز ظهر که هر دو خيلي خسته و گرسنه بودند ، يکي از آنها گفت : " هرچه کار مي کنيم ، باز هم به جايي نمي رسيم . حتي آن قدر پول نداريم که غذايي بخريم و بخوريم . پولمان فقط به خريدن نان مي رسد . بهتر است تو بروي کمي نان بخري و بياوري و من هم کمي بيشتر کار کنم تا چند تا خشت بيشتر بزنم . " دوستش با پولي که داشتند ، رفت تا نان بخرد . به بازار که رسيد ، ديد يکجا کباب مي فروشند و يکجا آش، دلش از ديدن غذاهاي گوناگون ضعف رفت . اما چه مي توانست بکند ، پولش بسيار کم بود . به سختي توانست جلوي خودش را بگيرد و به طرف کباب و آش و غذاهاي متنوع ديگر نرود .
وقتي كه به سوي نانوايي مي رفت ، از جلوي يک ميوه فروشي گذشت . ميوه فروش چه خربزه هايي داشت! مدتها بود که خربزه نخورده بود . ديگر حتي قدرت آن را نداشت که قدم از قدم بردارد . با خود گفت : کاش کمي بيشتر پول داشتيم و امروز ناهار نان و خربزه مي خورديم . حيف که نداريم . تصميم گرفت از خربزه چشم پوشي كند و به طرف نانوايي برود. اما نتوانست. اين بار با خود گفت: اصلا ً چه طور است به جاي نان، خربزه بخرم. خربزه هم بد نيست، آدم را سير مي کند. با اين فکر ، هرچه پول داشت، به ميوه فروش داد و خربزه اي خريد و به محل کار ، برگشت.
در راه در اين فكر بود كه آيا دوستش از او تشکر خواهد کرد؟ فکر مي کرد کار مهمي کرده که توانسته به جاي نان، خربزه بخرد. وقتي به دوستش رسيد ، او هنوز مشغول کار بود . عرق از سر و صورتش مي ريخت و از حالش معلوم بود که خيلي گرسنه است . او درحالي که خربزه را پشت خودش پنهان کرده بود ، به دوستش گفت : " اگر گفتي چي خريده ام؟ "
دوستش گفت : " نان را بياور بخوريم که خيلي گرسنه ام . مگر با پولي که داشتيم ، چيزي جز نان هم مي توانستي بخري؟ زود باش . تا من دستهايم را بشويم، سفره را باز کن."
مرد وقتي اين حرفها را شنيد ، کمي نگران شد و با خود گفت: " نکند خربزه سيرمان نکند. " دوستش که برگشت ، ديد که او زانوي غم بغل گرفته و به جاي نان ، خربزه اي درکنار اوست.
در همان نگاه اول همه چيز را فهميد . جلوي عصبانيت خودش را گرفت و گفت: " پس خربزه دلت را برد؟ حتما ً انتظار داري با خوردن خربزه بتوانيم تا شب گل لگد کنيم و خشت بزنيم ، نه جان من ، نان قوت ديگري دارد . خربزه هر چقدر هم شيرين باشد ، فقط آب است. "
آن روز دو دوست خشتمال به جاي ناهار ، خربزه خوردند و تا عصر با قار و قور شکم و گرسنگي به کارشان ادامه دادند .
از آن پس ، هر وقت بخواهند از اهميت چيزي و درمقابل ،بي اهميت بودن چيز ديگري حرف بزنند ، مي گويند : " فکر نان کن که خربزه آب است . "
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 2:56
عشق یعنی خود را فدای دیگری کردن بدون هیچگونه چشمداشتی، و اگر فردی این را رد میکند، اوست که مهمترین چیز در زندگی را از دست داده است.
جوانی بود که عاشق دختری بود. دختر خیلی زیبا و زرق و برق دار نبود، اما برای این جوان همه چیز بود. جوان همیشه خواب دختر را میدید که باقی عمرش را با او سپری میکند. دوستان جوان به او میگفتند: «چرا اینقدر خواب او را می بینی وقتی نمیدانی او اصلاً عاشق تو هست یا نه؟ اول احساست را به او بگو و ببین او تو را دوست دارد یا نه.»
جوان فکر میکرد دختر او را دوست دارد. دختر از اول میدانست که جوان عاشق اوست. یک روز که جوان به او پیشنهاد ازدواج داد، او رد کرد. دوستانش فکر کردند که او به هم خواهد ریخت و به مواد اعتیادآور روی خواهد آورد و زندگیش تباه خواهد شد. اما با تعجب دیدند که او اصلاً افسرده و غمگین نیست.
وقتی از او پرسیدند که چطور است که او غمگین نیست، او جواب داد: «چرا باید احساس بدی داشته باشم؟ من کسی را از دست دادم که هرگز عاشق من نبود و او کسی را از دست داده است که واقعاً عاشق او بود.»
به دست آوردن عشق واقعی سخت است. عشق یعنی خود را فدای دیگری کردن بدون هیچگونه چشمداشتی، و اگر فردی این را رد میکند، اوست که مهمترین چیز در زندگی را از دست داده است. پس هرگز احساس افسردگی و دلشکستگی نداشته باشید.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 2:56
رئیس کمیته محیط زیست شورای شهر گفت: ۵۰۰ هکتار از ۳۵۰۰ هکتار دشت جنوب شهر تهران، آلوده است.
وی با بیان اینکه بخش عمدهای از این دشت، توسط آب تصفیه شده آبیاری میشود، افزود: حدود ۱۰ الی ۱۲ مترمکعب در ثانیه آب وارد این اراضی میشود که به دلیل تصفیه شدن هیچ مشکلی برای محصولات اعم از سبزی و میوه ایجاد نمیکند.
حقانی با بیان اینکه بررسیها نشان داد که از نهرهای فیروزآباد و سرخه حصار هنوز هم آبهای روان و سحطی شهر به سمت مزارع جریان دارند، گفت: این آب در مسیر آلود شده و زبالههایی نیز در آن انداخته می شود و در برخی قسمتها کشاورزان با پمپاژ این آب، آن را برای آبیاری مزارع خود استفاده میکنند.
وی با بیان اینکه ۵۰۰هکتار از ۳۵۰۰ هکتار دشت جنوب شهر تهران، آلوده است، گفت: فرماندار ورامین نیز با ارائه گزارشی اعلام کرد که این موضوع را در شورای تأمین مطرح کرده تا نسبت به معدوم سازی و تعیین کشت جایگزین اقدام شود.
حقانی با رد برخی اخبار مبنی بر آلوده بودن هندوانه این اراضی افزود: در این ۵۰۰ هکتار عمدتا سبزی و ذرت کشت شده که بلال آن نیز برای مصرف دام و طیور استفاده میشود.
وی افزود: شورای شهر براساس قانون مدنی باید به مسائل بهداشتی مرتبط با مردم ورود کنند و پیگیری این موضوع تا حل مشکل ادامه خواهد داشت.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 2:56
جزئیات مرگ خودخواسته پسر دانشجو در پل طبیعت مشخص شد.
وی ادامه داد: با حضور عوامل امدادی مشخص شد پسر 23 ساله ای که دانشجوی یکی از دانشگاههای تهران است خود را از بلند ترین نقطه پل طبیعت (دایره میان پل) به داخل بزرگراه مدرس پریده است و جانش را از دست داده است.
به گفته عباسی با تائید مرگ پسر دانشجو،محل تحویل عوامل انتظامی شد.
گفتنی است با اعلام موضوع به بازپرس سجاد منافی آذر، وی به همراه تیم تشخیص هویت پلیس آگاهی در صحنه حاضر شده و به بررسی موضوع پرداختند.
پس از تحقیق از شاهدان ماجرا و تائید خودکشی، با توجه به مشخص بودن هویت پسر جوان، دستور احضار خانواده او برای مشخص شدن علت مرگ خودخواسته از سوی بازپرس جنایی صادر شدو.
در حال حاضر جسد با دستور بازپرس شعبه سوم دادسرای امور جنایی به پزشکی قانونی منتقل شد.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 0:47
معاون وزیر بهداشت و رییس سازمان غذا و دارو گفت: بیماران EB میتوانند پانسمان خود را به طور رایگان از خانه EB دریافت کنند.
به گزارش تسنیم، معاون وزیر بهداشت و رییس سازمان غذا و دارو افزود: به همین دلیل براساس تصمیمی که در وزارت بهداشت گرفته شد مقرر شد که این پانسمانها توسط وزارت بهداشت تامین شود و در اختیار انجمن و خانه بیماران EB قرار گیرد.
دیناروند با اشاره به تخصیص اعتبار 5 میلیارد تومانی برای بیماران EB به وبدا گفت: این بیماران از این به بعد میتوانند پانسمان را به طور رایگان از خانه EB دریافت کنند و دیگر نگران تامین پانسمان و هزینههای آن نباشند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 0:47
علت انفجار مهیب عصر امروز در غرب شهر بجنورد مربوط به انفجار معدن سنگ شکن بوده است.
در پی وقوع انفجار مهیب همچنین شیشه برخی از منازل شهر بهویژه غرب بجنورد فروریخت.
این صدای مهیب مربوط به انفجار معادن بوده است که سبب بروز این حادثه شده است.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: پنجشنبه 31 تير 1395 ساعت: 0:47
آبسردکنی در بردسکن موجب داغدار شدن خانواده یک جوان 22 ساله شد.
هوشنگ کیانی افزود: در پی گزارشی مبنی بر برقگرفتگی جوانی 22 ساله در روستای ماراندیز، از توابع بخش انابد بردسکن، مأموران این فرماندهی در محل حضور پیدا کردند و مشخص شد که این جوان هنگام خوردن آب از آب سردکن دچار برقگرفتگی شده است.
وی ادامه داد: این جوان برای مداوا به بیمارستان ولی عصر بردسکن انتقال داده شد و 45 دقیقه اقدامات احیای قلبی-ریوی در اورژانس بیمارستان متاسفانه ثمری نداشت و تلاش تیم پزشکی موثر واقع نشد و این جوان جان خود را از دست داد.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 17:25
سلامت و تقویت قلب به عنوان مهمترین عضو بدن بسیار اهمیت دارد از این رو با برخی میوهها مثل سیب میتوان به راحتی این عضو را تقویت کرد.
وی افزود: برخی از خوراکیها برای تقویت قلب مؤثر هستند مثل سیب، گلابی رسیده و شیرین، به، انار، لیمو، نارنج، بالنگ و آناناس که علاوه بر داشتن ویتامین و مواد مغذی، تقویت کننده قلب بوده و از تجمع مواد زائد و نامناسب در قلب و عروق جلوگیری میکنند.
کرد افشاری اظهار داشت: بوئیدن میوههای خوشبو مثل سیب و به در تقویت قلب مؤثر است. از دیدگاه طب سنتی خوردن سیب به ویژه اگر با گلاب مصرف شود شادی بخش و تقویت کننده قلب است در واقع سیب و یا آب آن میزان چربی مضر بدن را کاهش میدهد و به دنبال آن از گرفتی عروق پیشگیری کرده و ریسک بیماریهای قلبی را کاهش میدهد.
این متخصص طب سنتی در پایان خاطرنشان کرد: گلابی شیرین نیز تعدیل کننده خون، شادی آور و تقویت کننده قلب است، حتی مصرف روزانه گلابی میزان کلسترول خون را در افراد سیگاری کاهش میدهد و از بروز بیماریهای قلبی در افرادی که دو عامل خطر مصرف سیگار و کلسترول بالا را دارند پیشگیری میکند. همچنین سبزیهایی مثل نعناع، ریحان و گشنیز برای تقویت قلب مؤثر هستند و علاوه بر داشتن بوی خوش باعث تقویت قلب و عروق قلبی میشوند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: چهارشنبه 30 تير 1395 ساعت: 17:25
دو کودکی که قرار بود ازسوی پدر سنگدل به مبلغ ده میلیون تومان فروخته شوند، با مداخله مددکاران اجتماعی نجات یافتند.

کودکان زیادی بوده و هستند که توسط پدر، مادر یا نامادری و ناپدری شکنجه شدهاند. این دو کودک قرار بود به مبلغ 10 میلیون تومان فروخته شوند که با مداخله بموقع مددکاران اجتماعی، سازمانهای مردمنهاد و خیران، زندگی دوباره پیدا کردند.
ستایش شش ساله و سینا چهار ساله بهطور مداوم توسط والدینشان شکنجه شده و پدر هر روز آنها را به باد کتک میگرفت.
همسایهها که صدای نالههای این دو کودک را هر روز میشنیدند، سعی میکردند آنها را از اسارتگاه والدینشان نجات دهند، اما تلاشهایشان بینتیجه بود. سرانجام ماجرای این کودکآزاری را به واحد مددکاری یک موسسه نیکوکاری گزارش کردند و تلاش مددکاران برای نجات این خواهر و برادر نتیجه داد.
قاضی پرونده دستور انتقال این دو کودک را به بهزیستی صادر کرد و سینا و ستایش تحویل بهزیستی شدند.
در این اقدام پدر و نامادری کودکان و زوج افغان که واسطه معامله بودند و قرار بود هزینهای در این ارتباط دریافت کنند، نیز بازداشت شدند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 23:45
عملیات احداث این مجتمع فولاد در سال 1386 و در زمینی به مساحت 250 هکتار در حالی که برای منابع آب آن فکر اساسی نشده بود آغاز شد.


برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 23:45
محمدرضا بیاناتی اظهار کرد: ساعت 20 و 5 دقیقه روز دوشنبه 28 تیرماه سرپرستار بخش اورژانس بیمارستان بعثت در تماس با سامانه 125 از آتشنشانان برای رها کردن دست یک کودک از داخل دستگاه چرخگوشت درخواست کمک کرد.
وی افزود: با دریافت این گزارش و با توجه به اهمیت حادثه دو اکیپ مجرب از ایستگاه مرکزی با تمام تجهیزات و لوازم مورد نیاز به بیمارستان اعزام شدند.
وی ادامه داد: آتشنشانان که در سریعترین زمان ممکن خود را به بیمارستان رسانده بودند در بررسیهای اولیه مشاهده کردند، دختر بچه سه سالهای دست راستش را وارد چرخگوشت کرده و دستگاه دست وی را تا قسمت آرنج به داخل کشیده است.
بیاناتی اضافه کرد: پس از انجام هماهنگیهای لازم با کادر بیمارستان کودک مصدوم به اتاقعمل بیمارستان منتقل و با مهیا شدن شرایط، عملیات آزادسازی دست وی از داخل تیغههای چرخگوشت آغاز شد.
وی عنوان کرد: در این عملیات حساس و نفسگیر یک گروه از آتشنشانان با حضور در اتاق عمل ماموریت بریدن چرخگوشت و رهاسازی دست کودک و گروه دیگر خارج از اتاق عمل ماموریت پشتیبانی و انتقال ابزار و تجهیزات مورد نیاز را به عهده گرفتند.
وی خاطرنشان کرد: پس از تلاش مستمر و بیوقفه که دوساعت به طول انجامید، فرشتگان نجات موفق شدند با بریدن چرخگوشت دست کودک 3 ساله را بدون صدمهزدن به قسمتهای سالم آن آزاد کرده و مصدوم را برای طی مراحل درمان در اختیار کادر پزشکی قرار دهند.
مدیرعامل سازمان آتشنشانی همدان تصریح کرد: متاسفانه این حادثه تلخ که عامل اصلی آن مانند تمام حوادث مشابه بیاحتیاطی و بیتوجهی والدین و رهاکردن چرخگوشت آماده به کار در دسترس کودکان بوده، باعث شد انگشتان دست راست کودک دچار جراحت شدید شود.
وی توصیه کرد: به منظور پیشگیری از حوادث مشابه که حاصل آن در بیشتر موارد معلولیت مادامالعمر فرد مصدوم است، بعد از استفاده از وسایل برقی مانند آسیاب، چرخگوشت، آبمیوهگیری و سایر وسایل مشابه حتما دو شاخه را از پریز جدا کنند.
وی ادامه داد: همچنین در صورت بالا بودن پریزهای ساختمان سیمهای چرخگوشت را کوتاه کنند تا مجبور شوند آن را در سطحی بلند قرار دهند و اگر به هر علتی برای چند لحظه از کنار چرخگوشت دور میشوند دستگاه را خاموش و دو شاخه را حتما از پریز جدا کنند.
وی در پایان درباره چرخگوشت گفت: حتما از چرخگوشتی استفاده کنید که دارای گلویی تنگ و بلند باشد و هیچ وقت گوشت را با دست داخل گلویی چرخگوشت فشار ندهند.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 23:45
قاتل ستایش منکر ارتکاب به تعرض شد و در آن گفت: «من آن روز سیاه مست بودم و فقط یادم میآید که ستایش در خانه ما بازی میکرد.
وی گفت: یادم میآید که به پشت بام رفته بودم و سیگار کشیدم اما از تعرض چیزی به خاطر ندارم.» برگزاری جلسه تحقیق از متهم درباره جرم تعرض در حالی است که پیش از این، پدر و مادر ستایش خواستار قصاص متهم شده و گفتهاند که «خواهرهای متهم را برای صحبت درباره رضایت، به خانهشان راه ندادهاند.» پدر متهم نیز گفته است که برای صحبت با اولیای دم اقدام کردهاند اما آنها به جرم ایجاد مزاحمت به پلیس شکایت کردهاند. جلسه رسمی رسیدگی به پرونده در ماههای آینده برگزار خواهد شد.
«ستایش» نام دختر شش ساله افغان است که به دست پسری ١٧ ساله در ورامین مورد تعرض قرار گرفت، به قتل رسید و جسدش با اسید تخریب شد. نام او از ٢٢ فروردین امسال با پروندهای خشونتآمیز گره خورد. در این روز قاتل او را به اتاقش در طبقه دوم خانهشان کشاند و پس از تعرض و قتل، جسدش را در یک جعبه موسیقی گذاشت و رویش اسید ریخت تا از بین برود. متهم پس از آنکه موضوع را به یکی از دوستانش اطلاع داد، لو رفت. او در بازجوییها به جرم خود اعتراف کرد و گفت: «آن روز ستایش برای بازی با خواهرزادهام به خانه ما آمده بود. وقتی خواهر و خواهرزادهام رفتند، ستایش در خانه تنها ماند. من مشروب خورده بودم و مست بودم.
سراغش رفتم و او را مورد آزار و اذیت قرار دادم. پس از آن با چاقو او را کشتم و جسدش را در یک جعبه موسیقی گذاشتم و رویش اسید پاشیدم تا از بین برود اما این اتفاق نیفتاد.» او پس از ناکامی در از بین بردن جسد، با بهانه خراب بودن کولر اتاق، یکی از دوستانش را به محل کشاند اما او با دیدن جسد، موضوع را برای پدرش تعریف کرد و سرانجام، یک روز پس از حادثه، پدر متهم با اطلاع از ماجرا، پسرش را به پلیس ورامین تحویل داد.
منبع: اعتماد
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 18:41
سرخ کردن ماهی با روغن زیتون، خواص آن را بیشتر میکند.
به گفته محققان اسپانیایی، سرخ کردن ماهی در روغن زیتون خام موجب می شود روغن از لحاظ میزان اُمگا۳ غنی تر شود.
به گفته محققان دانشگاه باسکیو اسپانیا، روغن سرخ شده در روغن زیتون فوق خام و آماده شده در مایکروویو، سالم ترین نوع پخت ماهی است.
طبق این مطالعه، مشخص شده است تکنیک های سرخ کردن، ماهیت روغن مورداستفاده و گونه ماهی مصرفی بر تغییرات روی داده در زمان سرخ شدن ماهی تاثیر می گذارد.
باربارا نیوآ اکواریا، عضو تیم تحقیق، در این باره می گوید: «انتخاب روغن پخت و پز، بواسطه تاثیر بر الگوی لیپید موجود در ماهی و بر ایجاد احتمالی ترکیبات سمی در روغن در طول سرخ کردن، بسیار حائز اهمیت است و می تواند بر سلامت مواد خوراکی و انسان تاثیر گذارد.»
برای انجام این تحقیق، فیله ماهی خاردار اروپایی و ماهی سیم در ماهیتابه و در مایکرویو با استفاده از روغن زیتون فوق خام تصفیه نشده و روغن آفتابگردان تصفیه شده سرخ شدند. طبق یافته های این مطالعه، در طول مدت سرخ شدن، نه تنها لیپیدهای ماهی به روغن سرخ کردنی منتقل شدند بلکه اجزای روغن نیز به فیله ماهی منتقل شدند.
مطالعه آشکار ساخت بعد از سرخ شدن، روغن زیتون غنی از اُمگا-۳، گروه های آسیل اُمگا-۱، چربی لینولئیک و چربی اشباع شده (حاصل از ماهی) شده بود.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 18:41
چندی قبل مرد جوانی با تسلیم شکایت به دادسرا مدعی شد ازسوی یک تبهکار اینترنتی هدف کلاهبرداری قرارگرفته است.
به گفته سرهنگ اسماعیلی رئیس پلیس فتای کرمان، پس ازاین شکایت کارشناسان پلیس فتا با ردیابیهای فنی و پلیسی موفق به شناسایی متهم چند چهره شدند.
رئیس پلیس فتای کرمان گفت: وی پس ازاینکه با اسناد و مدارک پلیس وشاکی روبهروشد لب به سخن گشود و اعتراف کرد.
منبع: روزنامه ایران
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 18:41
سوشا مکانی خوشتیپ ترین پیرمرد دنیا را به زعم خود با انتشار یک عکس در صفحه اینستاگرامش معرفی کرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 8:19
داستان ضرب المثل زیراب کسی را زدن درباره کلک کسی را کندن و امثال آن که شاید بتوان آنرا حتی در مورد از میان برداشتن و از بین بردن کسی یا چیزی استعمال کرد.
در همان زمان وقتی با کسی دشمنی داشتند. برای اینکه به او ضربه بزنند زیرآب حوض خانه اش را باز می کردند تا همه آب تمیزی را که در حوض دارد از دست بدهد .
صاحب خانه وقتی خبردار می شد خیلی ناراحت می شد چون بی آب می ماند .این فرد آزرده به دوستانش می گفت : « زیرآبم را زده اند. »
این اصطلاح که زیرآبش را زدند ریشه از همین کار دارد که چندان دور هم نبوده است .
زیرآب کسی را زدن ; او را نزد کسی متهم کردن و بدین وسیله دست او را از عملی و جز آن کوتاه کردن . کسی را از سر کاری برداشتن و از خدمت معاف کردن یا بشدت بر ضرر و به ضد او اقدام کردن و او را بی آنکه بداند از جایی راندن .
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 8:19
پريشان شد و آشفته و عصبانی نزد خدا رفت تا روزهای بيشتری از خدا بگيرد، داد زد و بد و بيراه گفت، خدا سكوت كرد، جيغ زد و جار و جنجال راه انداخت، خدا سكوت كرد، آسمان و زمين را به هم ريخت، خدا سكوت كرد
به پر و پای فرشته و انسان پيچيد، خدا سكوت كرد، كفر گفت و سجاده دور انداخت، خدا سكوت كرد، دلش گرفت و گريست و به سجده افتاد، خدا سكوتش را شكست و گفت: "عزيزم، اما يك روز ديگر هم رفت، تمام روز را به بد و بيراه و جار و جنجال از دست دادی، تنها يك روز ديگر باقی است، بيا و لااقل اين يك روز را زندگی كن"
لا به لای هق هقش گفت: ' اما با يك روز... با يك روز چه كار می توان كرد؟ ...'
خدا گفت: 'آن كس كه لذت يك روز زيستن را تجربه كند، گويی هزار سال زيسته است و آنكه امروزش را در نمیيابد هزار سال هم به كارش نمیآيد'، آنگاه سهم يك روز زندگی را در دستانش ريخت و گفت: 'حالا برو و يک روز زندگی كن'
او مات و مبهوت به زندگی نگاه كرد كه در گودی دستانش میدرخشيد، اما میترسيد حركت كند، میترسيد راه برود، میترسيد زندگی از لا به لای انگشتانش بريزد، قدری ايستاد، بعد با خودش گفت: 'وقتی فردايی ندارم، نگه داشتن اين زندگی چه فايدهای دارد؟ بگذارد اين مشت زندگی را مصرف كنم'
آن وقت شروع به دويدن كرد، زندگی را به سر و رويش پاشيد، زندگی را نوشيد و زندگی را بوييد، چنان به وجد آمد كه ديد میتواند تا ته دنيا بدود، می تواند بال بزند، میتواند پا روی خورشيد بگذارد، می تواند ....
او در آن يك روز آسمانخراشی بنا نكرد، زمينی را مالك نشد، مقامی را به دست نياورد، اما....
اما در همان يك روز دست بر پوست درختی كشيد، روی چمن خوابيد، كفش دوزدكی را تماشا كرد، سرش را بالا گرفت و ابرها را ديد و به آنهايی كه او را نمیشناختند، سلام كرد و برای آنها كه دوستش نداشتند از ته دل دعا كرد، او در همان يك روز آشتی كرد و خنديد و سبك شد، لذت برد و سرشار شد و بخشيد، عاشق شد و عبور كرد و تمام شد.
او در همان يك روز زندگی كرد
فردای آن روز فرشتهها در تقويم خدا نوشتند: ' امروز او درگذشت، كسی كه هزار سال زيست! '
زندگی انسان دارای طول، عرض و ارتفاع است؛ اغلب ما تنها به طول آن می انديشيم، اما آنچه که بيشتر اهميت دارد، عرض يا چگونگی آن است.
امروز را از دست ندهيد، آيا ضمانتی برای طلوع خورشيد فردا وجود دارد!؟
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: سه شنبه 29 تير 1395 ساعت: 8:19
انتشار قرارداد مهدی طارمی با باشگاه ریزه اسپور نشان می دهد این قرارداد داخلی نبوده و در فدراسیون فوتبال ترکیه ثبت شده است.
البته پرسپولیسی ها مدعی هستند چون ITC برای رفتن طارمی به ترکیه صادر نشده ثبت قراردادش اهمیتی ندارد و اینکه مرجع رسیدگی به اختلاف هم فیفا تعیین شده چیز عجیبی نیست و اتفاقی عادی تلقی می شود.

روزنامه گل این سند را منتشر کرده است.
منبع: نودبرچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 19:19
برنامه خندوانه امشب با حضور ناصرچشم آذر موسیقیدان، آهنگساز و تنظیم کننده ایرانی روی آنتن شبکه نسیم می رود.
چشم آذر با حضور در این برنامه مقابل رامبد جوان می نشیند و با او گفت و گو می کند.
ناصر چشمآذر در ۱۰ دی ماه ۱۳۲۹ در اردبیل متولد شد و در سایه تعلیمات پدرش اسماعیل چشم آذر مراحل اولیه موسیقی را فرا گرفت. او در کودکی ساز آکاردئون را انتخاب نمود.
چشم آذر در ۱۲ سالگی بههمراه پدرش وارد ارکستر آذربایجانی رادیو ایران میشود. در ۱۳ سالگی جایزه ویژه موسیقی را در مقطع دبیرستانی بهخاطر نواختن آکاردئون دریافت نمود. در ۱۷ سالگی رهبری کنسرت ترتیب داده شده در سفارت ایران در عراق را برعهده میگیرد.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 19:19
اخیرا در برخی از مهدکودکها، برگزاری برنامه استخر مختلط در جدول برنامه رسمی آنها قرار گرفته است.
برگزاری کلاسهای آموزش رقص برای کودکان در برخی از مهدکودکها، برگزاری کلاسهای موسیقی یا گاهی انتشار اخبار برخوردهای خشن و تنبیههای نامتعارف مربیان مهدکودکها از جمله مسائلی بوده که هر از چندگاهی با رسانهای شدن آنها، مهدکودکها و به طبع آن سازمان بهزیستی کشور به عنوان متولی رسمی مهدهای کودک، در کانون توجه افکار عمومی قرار گرفته است.
اما اخیرا در برخی از مهدکودکها، برگزاری برنامه استخر مختلط در جدول برنامه رسمی آنها قرار گرفته است و این مهدها در پناه حاشیه امنی که برای این تخلف خود احساس کرده اند، حتی عکسهای برگزاری برنامه استخر مختلط در مهد کودک خود را نیز با افتخار بر روی وب سایت رسمی خود قرار دادهاند؛ به طور نمونه مهدکودک «ش» در خیابان آفریقای تهران ضمن برگزاری استخر مختلط در برنامههای آموزش رسمی خود اقدام به انتشار تصاویر و عکسهای آن نیز بر روی سایت اختصاصی خود کرده است که ادامه تعدادی از این تصاویر آمده است:




برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 19:19
سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری زنانه شدن تابلوی اعتیاد را زنگ خطر جدی خواند و گفت: 9 درصد از مجموع معتادان زن هستند.
وی طبق بررسیهای سال 90 عنوان کرد: شایعترین مواد مصرفی میان بیش از یک میلیون معتاد تریاک و هروئین بوده و پس از آن مواد محرک و آمفتامینها، مورد مصرف 26 درصد از معتادان گزارش شده است.
افشار ادامه داد: آمار سال 90 نسبت به دهه قبل دو اخطار جدی به همراه داشت این آمار نشان از زنانه شدن تابلوی اعتیاد و افزایش 4 درصدی زنان معتاد از مجموع معتادان را دارد.
سخنگوی ستاد مبارزه با مواد مخدر ریاست جمهوری افزود: نسبت به دهه قبل شیوع مواد محرک افزایش یافته است به گونهای که در دهه 80، 3 درصد از کل معتادان شیشه مصرف می کردند و در دهه 90 این میزان به 26 درصد افزایش یافت.
افشار یادآور شد: با توجه به تغییرات سریع الگوی مصرف طرح جدید ارزیابی سوء مصرف را از سال 94 آغاز کردیم که در حال نهایی شدن است. بعد از ارزیابی نتایج آمارها در آیندهای نزدیک اعلام میشود.
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 17:07
مهراب قاسم خانی درباره ورود به برنامه دورهمی و نحوه کنارگذاشته شدنش از این برنامه توضیحاتی ارائه کرد.

با توجه به اين كه اين طرح پيش از ورود من و بر اساس يك شوى هندى در شبكه نسيم به تصويب رسيده بود و امكان تغييرات ساختارى در فرم وجود نداشت، به همراه گروه نويسندگان بخشهاى نمايشى و استند آپها رو طراحى و با تغيير كامل محتوا شروع به نوشتن كرديم. همزمان با پروسه نوشتن، مراحل انتخاب بازيگران رو هم شروع كرديم كه خوشبختانه اكثر بچه ها دعوتم رو به همكارى قبول كردن و توليد رو شروع كرديم.

با توجه به اين كه من مدتها در تلويزيون اجازه فعاليت نداشتم در شروع پروسه توليد دورهمى از طرف مديران وعده داده شد كه مشكلات برطرف شده و هيچ مانعى براى فعاليت مجدد من وجود نداره، با اين حال پيشنهاد داده شد كه براى محكم كارى تا روزى كه كار پخش بشه مصاحبه اى انجام ندم كه من هم اطمينان كردم و طبق پيشنهاد دوستان بدون سر و صدا كار رو شروع كرديم... تا اين كه يك هفته قبل از پخش گفتن اجازه داده نشده كه اسمت به عنوان نويسنده و كارگردان توى تيتراژ برنامه باشه ولى قول دادن كه بعد از ده تا دوازده قسمت مشكل حل ميشه. و من باز هم اطمينان كردم و همونطور كه ميدونيد برنامه بدون اسم سرپرست نويسندگان و كارگردان به روى آنتن رفت و ماجرا به همين شكل ادامه پيدا كرد تا يك شب بعد از ضبط قسمت دوازدهم يا سيزدهم دستور اومد كه از اين به بعد به لوكيشن دورهمى هم ممنوع الورود هستم... و به همين سادگى كارى رو كه چندين ماه براش زحمت كشيده بودم از دستم در آوردن. كارى كه عوامل اصليش به اعتبار و دعوت من واردش شدن، تماشاگرانش در ابتدا از طريق اينستاگرام من جذب شدن و طراحى و كارگردانيش به عهده من بود... قشنگيش هم اين بود كه صبر كردن تا كار مخاطبش رو پيدا كنه و خيالشون راحت بشه كه ميتونه درآمد زا باشه، بعد يادشون افتاد كه ممنوع الكارى من قابل حل نيست... حالا اين كه اسم اين كار سرقته يا دور زدنه يا كودتاست يا ظلمه نميدونم، ولى ميدونم يه كار ارزش اين همه بى اخلاقى رو نداشت.»
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 17:07
شهرت باغ های ایرانی به تمام جهان رسیده، شهرت شکوه معماری و دانش مردمان ایران زمین. بنابراین در این مطلب باغ هایی زیبا از سراسر ایران را انتخاب و معرفی کرده ایم تا با قدم زدم میان درختان کهنسال، از تماشای ساختمان ها و هنر باغسازی گذشتگان لذت ببرید.

1) باغ ارم شیراز
" خوشا شیراز و وضع بی مثالش " ، باغ ارم شیراز شاید بهترین نمونه برای اثبات این غزل از حافظ باشد. باغی زیبا که با نظمی دلنشین درختان سرو ناز، کاج، افرا، ارغوان، بید مجنون و ... را در خود جای داده و بوی نارنجستان آن هوش از سر می برد. درختچه های نسترن، یاس خوشه ای و یاس زرد نیز چشم نواز در گوشه و کنار باغ قرار گرفته اند تا عکسی به یادگار با آن ها و عمارت به شهر و دیار خود ببرید.

اما از عمارت نباید غافل شد که در سال 1311 و به شیوه معماری زمان قاجاریه و به تقلید از سبک معماری زندیه ساخته شده است. نقاشی، کاشی کاری و گچ بری های این بنا یکی از بهترین های دوره ی خود و زمانه ی ماست. می توان ساعت ها نشست و به جزئیات نمای خارجی این عمارت سه طبقه چشم دوخت، به ستون سنگی یکپارچه بلند، سرستون هایی که به طرز ماهرانه ای حجاری شده اند، به پیشانی بنا که از دو نیمدایره در دو طرف، و یک تابلو بزرگ در وسط آن و از ۳ هلال روی هم تشکیل شده است.

2) باغ چهل ستون اصفهان
چهل دیوند بر سر داده جا تخت سلیمان را // ستونهاى مرصع پوش تالار شهنشاهى
بجز در آب و آئینه ندیده مثل و مانندش // سكندر گرد عالم گشت همچون حرف افواهى

با خواندن قصیده و با شمردن ستون ها و تصویر آن ها در استخری کشیده میانی، که دو طرف آن را درختان پوشانده اند در میابید که عمارت باشکوه چهل ستون تنها بیست ستون داشته و در واقع نام خود را از انعکاس ستون ها در آب گرفته است. باغ تقریبا مسطح و شیب دار ساخته شده تا به هدایت آب در جوی ها کمک کند.

صدای آب، پرندگان و تماشای عمارت از لا به لای درختان چنار کهنسال را نه می توان با جملات توصیف کرد و نه حتی در عکس تمام و کمال به نمایش گذاشت و تنها باید به اصفهان، نصف جهان بیایید تا باغ چهل ستون که تنها قسمت کوچکی از باغ وسیع جهان نماست و پیشینه آن به قبل از دوران صفوی می رسد را به دیده جان ببینید. هرچند که اصفهان از برکت وجود زاینده رود باغ های زیادی داشت، اما این جواهر در سال 1057 با 67000 متر مربع مساحت و در زمان سلطنت شاه عباس دوم بنا شد تا هنر باغسازی و معماری ایرانیان را به رخ جهانیان بکشید.
3) باغ فین کاشان
طبق نوشته دونالد ویلبر در کتاب باغ های ایرانی و کوشک های آن: " وقتی مسافر به شهر تاریخی کاشان نزدیک می گردد می تواند در سمت راست جاده، باغ فین را با سروهای زیبایش مشاهده کند، با بازدید از این نقطه می توان گفت که مهمترین نقطه این شهر را دیده است. " همین کلمات برای بیان شکوه و زیبایی این باغ کافیست.

باغی که نه تنها به هنر باغسازی و معماری خود شهرت دارد، بلکه واقعه ای تاریخی نیز در آن رخ داده است. مجموعه باغ و حمام فین در ۶ کیلومتری شهر کاشان و در محدوده شهر قدیم فین قرار گرفته، و کالاسکه های رنگارنگ در نزدیکی پارکینگ وجود دارند تا از کوچه پس کوچه های قدیمی تو را به سفری در زمان ببرد، به باغی که در دوران صفوی بنا شده هرچند که می گویند در دوران سلطنت آلبویه نیز وجود داشته و زلزله ای ویران کننده آن را نابود ساخته است.

عنصر آب نیز در طراحی این باغ که در منطقه ای کویری بنا شده نشان می دهد که آنان چگونه از نعمت آب برای زیبایی و طراوت محیط پیرامون خود استفاده می کردند. عمارت باغ نیز در نوع خود ستودنی است و البته نباید حمام فین را هم فراموش کرد، جایی که خون بزرگ مرد ایران ، " امیرکیبر " به ناحق بر کاشی های فیروزه ای رنگ آن ریخته شد.
4) باغ عفیف آباد (گلشن) شیراز
باز هم شیراز و باز هم آبادانی و سرسبزی، انگار نام این شهر با نام باغ های ایرانی گره خورده تا آوازه ی آن در ایران و جهان بپیچد. میرزا علی محمدخان قوام الملک دوم در سال 1863 با به کار گیری هنر گل کاری ایرانی باغ را احداث کرده تا در دوره صفویه منزلگاه و گردشگاه شاهان صفوی باشد و این روزها کاخ موزه ای سلطنتی و موزه سلاح های قدیمی.

باغ با وسعت حدود ۱۲۷۰۰۰ متر، درختان سرو و صنوبر و چنار و بید و ... در خود جای داده با استخری بزرگ و کشیده در جلوی عمارت تا زیبایی بنا و درختان بلند را در آینه ی آب نشانت دهد.

5) باغ دولت آباد یزد
باغ دولت آباد یزد، شکوه معماری و باغسازی دوران افشاریه و زندیه است که از دل تاریخ خود را به زمان ما رسانده تا آن را تحسین کرده و بدان افتخار کنیم. هرچند که باغ با جوی ها و آبنماهای زیبا، و درختان سرو، کاج، انگور، توت، بیدمجنون، ارغوان، گل محمدی، رز، نسترن و یاس لذت قدم زدن و تماشا را فراهم کرده اما معماری باغ چیز دیگریست. باغ به دو قسمت اندرونی و بیرونی تقسیم شده است.

بخش اندرونی که محل سکونت حاکم بوده، دارای ساختمان های هشتی (بادگیر تابستانه) ، بهشت آئین (زمستانه) ، حرمخانه، مطبخ، اتاقهای خدمه، اصطبل های تابستانه و زمستانه، درشکه خانه و یک برج دیده بانی و آب انبار خصوصی است.

بخش بیرونی نیز شامل ساختمان های تالارآینه، دو بازارچه، دو برج دیدبانی، آب انبار عمومی و دیوانخانه. اما شاید با اهمیت ترین نکته این باغ ساختمان هشتی با بادگیری به ارتفاع ۳۴ متر از کف ساختمان باشد که لقب مرتفع ترین بادگیر خشتی جهان را نصیب خود کرده است.

6) باغ اکبریه بیرجند
باغی زیبا با وسعت 45 هزار مترمربع که درختان کاج، انار و توت و باغ گلهای تاج خروس و در میان خود دو عمارت را جای داده است. یکی ساختمان قدیمی است و دیگری ساختمانی که توسط شوکتالملک در دوره قاجاریه بنا شده است.

سبک معماری عمارت های این باغ هم از معماری ترکی و روسی الهام گرفته شده و با معماری اسلامی تلفیق شده است. البته اینجا علاوه بر تماشای زیبایی طبیعتی که در این گوشه از شهر جمع شده و بناهایی زیبا، می توانید از موزه باستانxad شناسی و موزه حیات وحش از حیواناتی تاکسیدرمی شده هم دیدن کنید.

7) باغ شاهزاده ماهان كرمان
باغی با شکوه با فواره هایی زیبا و آبی که از بالا به پایین باغ جریان دارد از این گوشه شهر کرمان بهشتی زیبا ساخته. باغ شازده ماهان در عصر قاجار بنا شده است و بنای درون آن بعداها توسط عبدالحمید میرزا ناصرالدوله حاکم کرمان.

اینجا درختان همیشه سبز و باد شكن مانند کاج و سرو با نظمی خاص کاشته شده اند تا سایه ای مناسب را در دو طرف جوی آب، برای گذر بوجود آورند و تو را برساند به عمارتی با شکوه و زیبا.

اما در نهایت جملات نمی توانند زیبایی و حس خوشایندی را که از همان لحظه ورود که باغ را تمام قد میبینی و در تو بوجود می آید را بیان کند، بنابراین باید به کرمان رفت و این باغ زیبای ایرانی را آنگونه که شایسته است دید و تحسین کرد.

برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 17:07
داستان ضرب المثل هیچ گرانی بیداستان ضرب المثل هرچه پیش آید خوش آید، مردم هرگاه گرفتار مساله یا با رویدادهایی در ظاهر ناخوش آیند روبه رو می شوند ، اغلب با داد و فریاد بر شانس بد خود لعنت می فرستند غافل از اینکه این اتفاق به ظاهر ناخوشایند و یا به عبارت دیگر " بد شانسی " بدون حکمت نبوده و بهر حال دلیلی داشته که شاید بعدها متوجه آن شویم.حكمت نیست، هیچ ارزانی بیعلت در مورد ارزشمند بودن اجناس به كار میرود.
این گوزن که همراه خانواده اش در جنگل زندگی می کرد و از اینکه زندگی خوبی داشتند همیشه خوشحال بود و بیشتر گوزنها به زندگی صمیمی و خوب این خانواده حسرت می بردند ، گوزن دیگر خسته شده و همسر و بچه هایش نیز برای نجات پدر از این دام تلاش زیادی کردند اما نتوانستند پدر را نجات دهند .
گوزن پدر در این موقعیت گویی گذشته را از یاد برده و زندگی خوب در کنار خانواده اش را فراموش کرده بود و با خود می گفت : چقدر من بد شانسم ، اصلا از اول شانس نداشتم و چقدر بد بخت و بیچاره ام .
گوزن سپس به خانواده اش گفت : شما بازگردید شاید بتوانم تا فردا خود را رها کنم ، اما همسر و فرزندانش گفتند : " هرگز چنین کاری نمی کنیم و ما تا صبح پیش تو می مانیم ."
صبح خیلی زود یک چوب بر از آن محل عبور می کرد وقتی دید گوزن در میان شاخه های درختی تنومند گیر کرده و خانواده اش غم زده در کنارش ناظر گرفتاری پدرشان هستند ، دلش به رحم آمد و به سرعت بازگشت تا اره و تبر خود را از خانه بیاورد ، چوب بر ،شاخه ها و برگ ها راقطع کرد و گوزن را رهانید ، گوزن و خانواده اش خیلی خوشحال و مسرور شدند و گوزن نر همراه خانواده اش بلافاصله به محل زندگی خود بازگشتند و پس از دقایقی متوجه شدند که شب گذشته یک گله شیر گرسنه و خشمناک به محل زندگی گوزن ها در یکی از مناطق جنگل حمله برده و تقریبا تمام گوزن ها و جانداران دیگری را که نزدیک آن محل زیست می کردند از بین برده و جانداری در این محل باقی نمانده است اما گوزن و خانواده اش بخاطر در دام افتادن پدر از حمله شیرها مصون مانده و به زندگی خود ادامه دادند .
برچسب: نویسنده: کاوه محمدزادگان تاريخ: دوشنبه 28 تير 1395 ساعت: 5:50